حسن حسن زاده آملى
451
هزار و يك كلمه (فارسى)
السفليين و القمر و كرة الهواء و الأرض بناء على أنّ كرة النار بعض من كرة الهواء على ما قيل و أن كرة الماء مع كرة الأرض كرة واحدة . و قيل : إنّ الأفلاك الكليّة و الجزئية أربعة و عشرون ، و هى بمنزلة الملك في الأفلاك فجعل فوقه من الأفلاك الكلّية و الجزئية أحد عشر ، و تحته أيضا كذلك لتكون بفلكيها في وسط الأفلاك . يعنى : حسن ترتيب ايجاب مىكند كه ترتيب كواكب سيّار چنان كه مشهور است بوده باشد . بدين بيان كه شمس حركتش كندتر از سفليين و قمر است پس بايد دورى وى از زمين بيشتر از آنها بوده باشد ، و نيز مدار وى بايد بزرگتر از مدار آنان بوده باشد . و وجهى ديگر در حسن ترتيب مذكور اينكه خورشيد اگر فراتر بوده باشد سرما بر مركبات يعنى معدن و نبات و حيوان چيره مىگردد ، و اگر فروتر بوده باشد گرما بر آنها ، و اين چيرگى سبب تباهى كانى و گياه و جانور مىگردد . و برخى گفتهاند كه خورشيد پادشاه ستارگان است ، بايد در ميان لشكرش باشد كه علويه و منطقه و معدل پنج فلك زبرين اويند ، و سفليان و قمر و هوا و ارض پنج كره زيرين او ، بنابراين كه كرهء نار بعضى از هواست و هر دو يكى محسوبند ، چنان كه زمين و آب يك كره به حساب مىآيند . و ديگرى گفته است كه عدد افلاك كلى و جزئى 24 است ، و شمس به منزلت ملكى در ميان آنها قرار دارد كه در زير و بر زبرش هر يك يازده فلك است و وى با دو فلكش ممثل و خارج مركز در ميان آنها جا كرده است . يازده فلك زبر آن عبارت از نه فلك علويه و دو فلك منطقه و معدل است ، و يازده فلك زير آن هشت فلك قمر و عطارد و سه فلك زهره است . تبصره : علت و سرّ تمسك به استحسان در ترتيب ستارگان سيار را اهميّتى بسزاست كه بايد بدان آگاه شويم ، و پس از بيان ذيل آن را عنوان مىكنيم . و آنكه گفته است : « و نيز اگر شمس بالاتر . . . » چنان كه مدارات قمر هنگامى كه شمس در بروج جنوبى است ، مدارات شمس در هنگام بودن آن در بروج شمالى است ؛ و همچنين مدارات قمر هنگامى كه شمس در بروج شمالى است ،